![]() |
![]() |
|
| دوستت دارم |
|
يكي براي من نفس / يكي برام همه كَسه
اگه هيچكي منو نخواد/ خواستن اون برام بَسه معني ترانه هامه/ شعر سرخ رو لبامه هر جاي دنيا كه باشم/ توي قلبم اون باهامه مي دونه دوسش دارم من / مي دونه واسش مي ميرم مي دونه هرجا كه باشه/ من سراغشو مي گيرم اون يه رؤياي قشنگه هميشه تو باور من نمي ره هيچوقتي عشقش از تو ياد و خاطر من مي رسم يه روز به رؤيام مي رسم يه روز به او من گر خداي آسمونا باشه يارو ياور من
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت توسط راحیل |
|
|
می خواهم به درد بی درمانت دچار شوم
می خواهم گوشهایم همیشه به زنگ صدایت چشم هایم همیشه براه نگاهت باشد می خواهم رشته ی بلند آرزویت شوم مروارید مروارید بر گردنت بیاویزم می خواهم دلم را با دلت پیوندی دوباره زنم و حاصلش را عشق بنامم... |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت توسط راحیل |
|
|
از این به بعد فقط شعرای خودمو توی این وبلاگ می نویسم
و همشونو تقدیم می کنم به تنها گل سرزمین آرزوهام ... هر کسی گمشده ای دارد.... من گمشدمو پیدا کردم خیلی خوشحالم امیدوارم همه پیدا کنن |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت توسط راحیل |
|
|
سلام به همگی
من اومدم یعنی از سفر برگشتم سال خوبی رو برای همه آرزو می کنم همتونو دوست دارم بی معرفتا!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت توسط راحیل |
|
|
يادتان هست كودكي در شيطنتهاي كوچك روزمره مان شكل مي گرفت و اكنون هر كدام از ما شيطاني در وجودمان داريم كه ظلم و گناهان او را به پاي تقدير مي گذاريم و با اميد به چيزهاي موهوم پيش ساخته ادامه مي دهيم…يكي له مي شود..ما ادامه مي دهيم…يكي اميدش خورد مي شود ما ادامه مي دهيم…يكي ديوانه مي شود ما ادامه مي دهيم…يكي گونه اش با سيلي سرخ است ما ادامه مي دهيم…يكي………. تا آخرين نفس به حول و قوت الهي شيطان ذاتمان پيش مي رويم تا وقفه ي بين فواصل …انتقال روح براي اف-ديسك مجدد و پارتيشن بندي جديد با حذف كليه ي حوادثي كه در اين فاصله رخ داده است…تو در اخرين ثانيه قبل از اين انتقال به كدام گناه خود فكر مي كني؟ من به تو فكر ميكنم! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت توسط راحیل |
|
|
از هم گريختيم!
و آن نازنين پياله دلخواه را، دريغ بر خاك ريختيم! جان من و تو تشنه پيوند مهر بود، دردا كه جان تشنه خود را گداختيم! بس دردناك بود جدايي ميان ما، از هم جدا شديم و بدين درد ساختيم. ديدار ما كه آن همه شوق و اميد داشت، اينك نگاه كن كه سراسر ملال گشت. و آن عشق نازنين كه ميان من و تو بود، دردا كه چون جواني ما پايمال گشت! با آن همه نياز كه من داشتم به تو، پرهيز عاشقانه من ناگريز بود من بارها به سوي تو باز آمدم،ولي هر بار كه آمدم، دير بود! اينك من و توئيم و دو تنهاي بي نصيب هر يك جدا گرفته ره سرنوشت خويش سرگشته در كشاكش طوفان روزگار، گم كرده همچون آدم و حوا بهشت خويش |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم آذر 1386ساعت توسط راحیل |
|
|
... محبوب من بيا،
تا اشتياق بانگ تو در جان خسته ام شور حيات برانگيزد من غرق مستيم از تابش وجود تو در جام جان چنين، سرشار هستي ام. * اي آيه مكرر آرامش، مي خواهمت هنوز آري ، هنوز هم، درياي اضطراب در سينه شكسته من موج مي زند... |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم آذر 1386ساعت توسط راحیل |
|
هر كسي گمشده اي دارد و خدا گمشده اي داشت.... من يه عمره دارم دنبال گمشدم مي گردم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت توسط راحیل |
|
|
باشم تا لبريز شوم از عطر با تو بودن |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت توسط راحیل |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت توسط راحیل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
با تو من همیشه هستم
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
پيش از دميدن خورشيد (محسن ) سرگرمي (ميلاد) |
|
RSS
|